تبليغاتX

جديدترين قالبهاي بلاگفا


جديدترين کدهاي موزيک براي وبلاگ

:::●┼┼ اگه دوست داری توی وبلاگت چت روم داشته باشی کلیک کن اینجا┼┼●:::


Get your own Chat Box! Go Large!

:::●┼┼ اگه دوست داری توی وبلاگت چت روم داشته باشی کلیک کن اینجا┼┼●:::

tanha
tanha

براي كساني كه تنهايي را دوست دارند

:: HOMEPAGE :: E-MAIL :: BLOGSKIN

خلوت خاموش

سه شنبه پنجم شهریور 1387-0:26 -حامد

همه مي پرسند:

چيست در زمزمه ي مبهم آب ؟

چيست در همهمه ي دلکش برگ؟

چيست در بازي آن ابر سپيد ،

روي اين آبي آرام بلند ،

که ترا مي برد اينگونه به ژرفاي خيال ؟

چيست در خلوت خاموش کبوتر ها ؟

چيست در کوشش بي حاصل موج ؟

چيست در خنده ي جام ؟

که تو چندين ساعت ،

مات ومبهوت به آن مي نگري !؟

- نه به ابر ،

نه به آب ،

نه به برگ ،

نه به اين آبي آرام بلند ،

نه به اين کبوترها ،

نه به اين آتش سوزنده که لغزيده به جام ،

من به اين جمله نمي انديشم

من ، مناجات درختان را ، هنگام سحر ،

رقص عطر گل يخ را با باد ،

نفس پاک شقايق را در سينه ي کوه ،

صحبت چلچله ها را با صبح ،

نبض پاينده ي هستي را در گندم زار،

گردش رنگ و طراوت را در گونه ي گل ،

همه را مي شنوم ،

مي بينم .

من به اين جمله نمي انديشم !

به تو مي انديشم

اي سراپا همه خوبي ،

تک و تنها به تو مي انديشم

همه وقت

همه جا

من به هر حال که باشم به تو مي انديشم

تو بدان اين را ، تنها تو بدان

تو بيا

تو بمان با من ، تنها تو بمان !

جاي مهتاب به تاريکي شبها تو بتاب

من فداي تو ، به جاي همه گلها تو بخند

اينک اين من که به پاي تو در افتادم باز

ريسماني کن از آن موي دراز ،

تو بگير ،

تو ببند !

تو بخواه

پاسخ چلچله ها را ، تو بگو !

قصه ي ابر هوا را ، تو بخوان !

تو بمان با من ، تنها تو بمان !

در دل ساغر هستي تو بجوش!

من همين يک نفس از جرعه ي جانم باقيست

آخرين جرعه ي اين جام تهي را تو بنوش

لينک ثابت |


تمام حقوق اين قالب متعلق به Blogskin ميباشد.